دوستان سلام در این پست قراره با اصطلاحات سینمایی ، دنیای تصویر و استودیو تصویربرداری آشنا بشیم

الف : —–

آرکarc: نوعی نور با شدت بالا و رنگ سفید که در لوکیشن های بزرگ و فضای باز استفاده می شود.

آنونس : قطعه ای کوتاه از فیلم همراه با نریشن که برای تبلیغ ومعرفی یک فیلم یا اثر تصویری تهیه می شود.

آیریس iris: آیریس یا مترادف آن دیافراگم، قطعه ای جای داده شده در دوربین تصویربرداری و عکاسی است (سرباز فیلم ) که همچون عنبیه چشم باز و بسته می شود و مقدار نوردهی به عکس را کنترل می کند.

اتالوناژ : به اصلاح رنگ و نور فیلم ،در آخرین مرحله ی تدوین گفته می شود که درآن نور و رنگ تصاویر اصلاح میشوند از معروف ترین نرم افزار های اصلاح رنگ یا کالر کارکشن نرم افزار داوینچی ریزالو محصول شرکت بلک مجیک است.

اسکوپ Scope : سیاهی بالا و پایین تصویر در سینما را اسکوپ مینامند . گاهی اوقات در تلویزیون نیز استفاده می گردد

انیمیشن animaton: نقاشی متحرک را انیمیشن مینامیم . انیمیشن به فیلمهای کارتونی نیز گفته می شود. فیلمهای کارتونی درواقع نقاشیهای بیجان بسیاری هستند که درفرایند تصویربرداری تک فریم به حرکت در می آیند. درشرایط کنونی ودرحالی که فناوری پیشرفت گسترده ای یافته است، انیمیشن سازی دشواری گذشته را ندارد واینک با استفاده ازرایانه، آسان تر انجام می پذیرد.

ایستمن کالر : نوعی نسخه ی منفی فیلم رنگی است که پس از تکنی کالر وبرای رفع نقایص آن ابداع شد. درتکنیک تکنی کالر به علت استفاده ازسه نوار فیلم، دوربینی سنگین تر وبزرگتر ازدوربینهای عادی لازم بود اما فیلم رنگی ایستمن کالر در دروبینهای عادی قابل استفاده بود. همچنین سهولت کار وارزانی وامکان چاپ درتمامی لابراتورهای چاپ رنگی ازدیگر مزایای ایستمن کالر است.

اینسرت Insert : تصویر کوتاهی که رابط دو تصویر دیگر است و یا قسمتی از خرابی تصویر اصلی رو می پوشاند.مانند تصاویری که روی توضیح کارشناس یا مهمان برنامه گذاشته می شود.

ب : —–

بازگشت به گذشته flash back : نمایش صحنه های اتفاق افتاده درگذشته که درحال حاضرنشان داده می شود.

برداشت : به فیلمبرداری ازیک صحنه ، برداشت می گویند. برداشت ممکن است بارها تکرار شود . برداشت می تواند نمایی چند ثانیه ای یا چند دقیقه ای باشد.

برداشت طولانی : نمای طولانی یا سکانسی که بدون قطع دریک برداشت گرفته شود، با این ذهنیت که اولین برداشت ، آخرین آن است.

برداشت مجدد : فیلمبرداری مجدد ازصحنه ای که مورد قبول کارگردان واقع نشده است. ممکن است بهخاطر ایراد دربازی، گفتگو ، نور ، صدا و ورود غیر منتظره ی افراد به کادر و یا هر ایراد غیر قابل پیش بینی دیگر ، برداشت مجدد صورت می گیرد.

برش ( قطع یا کات) : قطع صحنه یا نما، اصطلاحی است تدوینی ( مونتاژی ) که معرف اندازه سازی نما به لحاظ زمانی، مکانی وحرکتی آن است. قطع نما در مراحل مختلف تدوین بسیار متغییراست.

بک گراند : صداها ، اجسام ومناظری را که درعمق تصویردیده یا شنیده می شوند بک گراند می گویند.

بوم : بوم میله ی قابل انعطافی است که میکروفون را برسرآن نصب می کنند وبرای صدابرداری به کارمی رود. کاربرد آن نزدیک ساختن میکروفون به بازیگران درحال گفتگو یا منابع صدایی مختلف است.

پ : —–

پال pal : نوعی سیستم رنگی ضبط وپخش ویدیویی که اکنون درایران استفاده می شود.

پانا ویژن : نوعی روش فیلمبرداری برای نمایش بر روی پرده ی عریض است که برروی فیلم نگاتیو۷۰ میلیمتری ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) انجام می شود. سپس این نگاتیو یا روی فیلم پوزتیو ۷۰ میلیمتری نمایش داده می شود یا ازطریق عدسی آنا مورفیک روی فیلم ۳۵ میلیمتری چاپ می گردد. درنهایت فیلم ۳۵ میلیمتری به وسیله ی عدسی دیگری منبسط وروی پرده ی نمایش تابانده می شود.

پرده : دیوارسفید یا هرآویز دیگری را که فیلم برروی آن به نمایش در می آید می گویند. پرده های امروزین، حساس ومشبکند ونورهای اضافی واذیت کننده را ازخود عبور میدهند وتصویر را شفافتر ازگذشته به معرض نمایش می گذارند.

پرده عریض : پرده عریض به ابعاد تصویری گفته می شودکه درمقایسه با استاندارد تصویر۳۵ میلیمتریکه ۳۳/۱ به۱ می باشد( اگرطول تصویر۳۳/۱ مترباشد عرض آن ۱ متر خواهد بود) دارای استاندارد آمریکایی ۸۵/۱ به ۱ است.

پس زمینه back ground : هرچیزی که درانتهای صحنه وبعداز موضوع اصلی واقع شده باشد.

پلاتو   plato: صحبت های مجری برنامه تلویزیونی که درابتدا ،وسط وانتهای برنامه اجرا می گردد.

پلان plan (نما) : ازلحظه ی روشن شدن دوربین فیلمبرداری تا لحظه ای که کارگردان کات می دهد، یک ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) پلان شکل می گیرد. پلان گاهی دربرداشتی بسیار بلند انجام می گیرد که به آن پلان سکانس گفته می شود. هر صحنه از یک یاچند پلان تشکیل شده است.

پن pan: حرکت دوربین برمحور ثابت به سمت راست وچپ ، مانند آدمی که ثابت ایستاده وبا گردش سرحول محور گردن، به سمت راست یا چپ نگاه می کند. این نگاه ممکن است نرم و آرام یا تند وسریع باشد.

پن شلاقی: چرخش سریع دوربین ازنقطه ای به نقطه ی دیگر که دراثر آن تصویر ناواضحی ازصحنه یا صحنه ها به چشم تماشاگر می آید. این تمهید معمولا برای نقطه گذاری درفیلمهای خاصی به کارمیرود  .

پوزتیوpostive  : نسخه مثبت ازفیلم ، که درلابراتور ازروی نگاتیو(منفی) تهیه می شود وتصویر واقعی سوژه است.

ت : —–

تایتل  Title: هر نوشته ای که روی تصویر می آید.

تیتراژtitrage  : قسمت ابتدا و انتهای برنامه که به معرفی برنامه و عوامل ساخت می پردازد.

تدوین montaj : تدوین مرحله ی بعد از اتمام فیلمبرداری است که نماها براساس خط داستانی فیلمنامه کنار هم چیده می شوند. دراین مرحله است که نماها وصداهای مختلف خط روشن وروانی پیدا می کنند. درتدوین ، فیلم ضرباهنگ وریتم مورد نظر را پیدامی کند واندازه ی زمانی نما ونقطه ی قطع هر نما مشخص می شود، به گونه ای که انتقال از صحنه ای به صحنه ای دیگر نرم وبدون پرش وتوی ذوق زدن انجام پذیرد. .

تدوینگر : تدوینگر، هنرمندی است که کار تدوین فیلم را ماهرانه سامان می دهد. وی مسئولیت ترکیب نماها وانطباق نوارهای صدا با نماها را به عهده دارد. دستاورد کار تدوینگر پیداکردن ریتم وضرباهنگ وهمسان شدن همه ی اجزاء فیلم است. درواقع – اندازه نماها وسکانسها وچگونگی استفاده ازتمهیدات ویژه ی سینمایی در این مرحله انجام میگرد.

تراولینگtraveling  : حرکت دوربین به جلو یا عقب صحنه بر روی ریل را تراولینگ می گویند.

تکنی کالر  techney couler: تکنی کالر نخستین شیوه ی موفقیت آمیز فیلمبرداری رنگی است که درسال ۱۹۱۵ ابداع ودر سال ۱۹۳۲ تکمیل شد. دردوربین فیلمبرداری تکنی کالر، سه نوار فیلم مجزابه کار می رفت، یک منشور نور را به سه رنگ اصلی_ قرمز، آبی، سبز_ تفکیک میکرد وهرنواریکی ازسه رنگ را می گرفت. آنگاه ازروی هرکدام ازنوارهای فیلم منفی، یک نوارفیلم با تصویر برجسته تهیه می شدوهرکدام از سه نوار را به یکی ازسه رنگ اصلی می آغشتند ویکی پس ازدیگری روی یک نوار ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) فیلم شفاف آغشته به ماده ی حساس جذب رنگ قرار می دادند ودرنهایت یک نوارفیلم کاملا رنگی به دست می آمد.

تروکاژ Transition (حقه های سینمایی) : مانند ظاهروغیب کردن کسی درصحنه.جلوه های ویژه را هم تروکاژ می نامند.

تیلت  tilt: حرکت دوربین به صورت عمودی( بالاو پایین) یا مورب برمحور ثابت که برای پیگیری موضوع فیلمبرداری به کار می رود.

ج : —–

جامپ کات Jump Cut (پرش تصویری) : کات نادرست یا پرش در تصویر.

جلوه های اپتیکی : کلیه افه های تصویری ( فیداین وفیداوت ، دیزالو، وایپ) وهر تکنیکی که از چاپ نوری استفاده می کند.

جلوه های صوتی : سرو صداهای متفرقه مانند صدای پا، باز وبسته شدن در و…. که علاوه بر صدای همزمان ( موسیقی وگفتار ) به باند صدای فیلم اضافه می شود.

جلوه های ویژه : عبارت است از ترفندها وروشهایی که به وسیله ی آنها می توان

صحنه ای را که اتفاق نیفتاده است وگاه اساسا رخ دادنی نیست، به گونه ای نشان داد که گویی اتفاق افتاده است. جلوه های ویژه معمولا در صحنه هایی شامل آتش سوزی، انفجار، زلزله ، سفر به سرزمین رویاها و … به کار می رود.

چ : —–

چند دوربینه : استفاده ازچند دوربین برای فیلمبرداری صحنه های گران که امکان تکرار آن وجود ندارد.مانند:تصادف ،انفجارو…

ح : —–

حرکت : ۱- فرمانی است که کارگردان سرصحنه ی فیلمبرداری برای شروع کار به بازیگران میدهد. این فرمان معمولا بعد از آمادگی نور، صدا ودوربین صادر می شود وکارگردان به ترتیب می گوید«نور، صدا ، دوربین» واگر ایرادی درعملکرد شروع این مرحله پیش نیاید، دستور« حرکت » می دهد. ۲- اکشن به رویداد مقابل دوربین نیز گفته می شود.۳- در اصطلاح به فیلمهای پرزد وخورد با حرکات فراوان دوربین وریتم پرهیجان وسریع تدوین نیز گفته می شود.

حرکت آرام  slow motion: حرکت کندتر ازمعمول اشیاء و آدمها بر پرده سینما یا صفحه ی تلویزیون . برای دستیابی به این نوع حرکت ، فیلم با دور تند ۴۸ کادر درثانیه فیلمبرداری می شود. اسلو موشن به حرکت آدمها حالتی شکوهمند وبا وقار می دهد وبرجزئیات تاکید دارد. درتلویزیون این عمل درحین تدوین انجام می گیرد.

حرکت سریع fast motion : به حرکت سریع تر ازمعمول اشیاء وآدمها برپرده یا صفحه ی تلویزیون گفته می شود. به عنوان مثال فیلمهای صامت چارلی چاپلین  را می توان نام برد. برای دست یافتن به چنین حرکتی، فیلم باسرعت کمتر از ۲۴ کادر درثانیه فیلمبرداری می شود.در تلویزیون این عمل درحین تدوین انجام می گیرد.

خ : —–

خارجی : خارجی ، نمایی است که درفضای باز فیلمبرداری می شود ویکی ازکلمات راهنمایی است که بالای هرصحنه از « فیلمنامه» نوشته می شود، مانند: خارجی. خیابان . شب.

د : —–

داخلی : نمایی است که درمکان سرپوشیده فیلمبرداری می شود ویکی ازکلمات راهنمایی است که بالای هرصحنه از « فیلمنامه» نوشته می شود ، مانند: داخلی، آپارتمان ، روز.

دالی dolly : دالی ارابه ای است با چهار چرخ که فیلمبردار روی آن سوار می شود وبسته به دکوپاژ ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) از موضوع دور یا نزدیک می شود وهمراه با موضوع یا درتعقیب موضوع حرکت میکند. دالی بر روی ریل یا روی چرخهای لاستیکی بادی اش حرکت می کندوصحنه های حرکتی به نرمی برداشت می شود.

دالی این : حرکت به جلو ونزدیک شدن به سوژه برروی دالی.

دالی بک : حرکت به عقب ودورشدن از سوژه برروی دالی.

دکوپاژ : تقطیع فنی فیلمنامه که درآن صحنه ها به نماهای مشخصی تقسیم ودراصطلاح خرد می شود. دراین مرحله، اندازه ی نماها، زاویه ی دوربین وحرکت دوربین توسط کارگردان معین می شود. به دکوپاژ، فیلمنامه ی کاری هم می گویند.

دکور صحنه : فضایی که به تقلید ازیک مکان واقعی استودیو برای فیلمبرداری آماده میشود.

دوبله : دوبله به برگردان زبان اصلی وگفتاری فیلمها به زبان کشور نمایش دهنده فیلم( درایران، فارسی) گفته می شود.

دوربین روی دست : دراین روش، دوربین یا دردست قرار می گیرد یا به بدن فیلمبردار وصل می شود و برای فیلمبرداری فضاهای شبه مستند وخبری وتاثیر گذار به کار می رود. مانند فیلم های مستند جنگی شهید آوینی (روایت فتح).

دیافراگم : دریچه ای به شکل عنبیه ی چشم در دوربین فیلمبرداری یا عکاسی است که بین نوار خام وعدسی قرار می گیرد ومیزان نوردهی به نوار فیلم را کنترل می کند. دیافراگم قابل تنظیم است وشامل مجموعه ای از قطعات کمانی شکل فلزی است که میتواند به سمت جلو وعقب حرکت کند. وقتی که قطعات فلزی جلو وعقب شوند، اندازه دیافراگم به وسیله ی تنظیم می شود. یعنی میزان نوری که به فیلم می تابد. به هر میزان کمتر باشد لنزبیشتر باز می شود ونور بیشتری عبور می کند.

دیپ فوکوس : درعمق میدان وضوح یا ژرف نمایی، پیش زمینه وپس زمینه ی تصویر وضوح کامل دارد وقابل دیدن است. و بالنز واید فیلمبرداری می شود.

دیزالو Dissolve : ساده ترین و پرکاربردترین افه تصویری است برای چسباندن دو تصویرپشت سرهم که باعث می شود تصویر اول توی تصویر دوم محو بشود.

دیسک : ازدودهه ی پیش با رشد دستاوردهای دیجیتالی درصنعت سینما، واژه ی دیسک که درفارسی به « لوح فشرده» ترجمه شده است ، در سینما نیزرواج یافت. دیسکها به لحاظ کاربرد واندازه وابعاد وظرفیت ، تنوع فراوان دارد. از جمله ،سی دی ، مینی سی دی ،دی وی دی و….

دفیوزر : ورقه ای از جنس پارچه ی ریز بافت که جلوی منبع نور صحنه قرار می گیرد تا نور صحنه پخش شود وسایه روشنها به اصطلاح نرم گردد.

ر : —–

راش Rash : تصاویر فیلم برداری شده (شاتها)بدون تغییر و بدون کم و زیاد. نسخه ی چاپ شده ی نگاتیو های فیلمبرداری شده همراه با صدا را نبزراش میگویند که معمولا برای بازبینی نماهای برداشت شده ی روزانه جهت بررسی کیفیت آنها ازنظر بازی وتصویر مورد استفاده قرار می گیرد.

راف کات Raff cut : عبارت است از بریدن وچسباندن نماهای پی درپی براساس خط داستانی فیلمنامه بدون تطبیق شروع وپایان نماها با نماهای قبلی وبعدی و نیز بدون اضافه کردن باند صدا وموسیقی وحذف تصاویر راشهای، خراب و بلا استفاده است. در واقع مونتاژاولیه است که تصاویر مورد استفاده ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) را از راشها انتخاب می کنندوپشت سرهم می چسبانند.

رج زدن : علامت گذاری صحنه های خاص .با توجه به پرهزینه بودن وسایل مختلف به کاررفته در ساخت فیلم، ازتجهیزات فیلمبرداری گرفته تا وسایل صحنه وبه ویژه اجاره بهای مکانها، دستیار کارگردان مجموعه نماهای مثلا مربوط به یک هتل یا خانه یا موقعیت دیگر را که درکل فیلمنامه پراکنده شده، براساس خط داستانی فیلمنامه کنار هم ردیف وآن را برای کارگردان مشخص می کند. همچنین چون برخی بازیگرها به دلایل حرفه ای ویا به هردلیل دیگر می بایست زودتر پروژه را ترک کنند، تمام نماهای مربوط به آنها رج زده می شود.پس از رج زدن ، بایک برنامه ریزی دقیق روزانه، فیلمبرداری به سرعت انجام می شود وهزینه ها کاهش می یابد.

رول  Roll: حرکت (موشن) به صورت افقی.

رفلکتورreflector  : سطح نقره ای رنگی که نور درموقع تابیدن به آن شدت می یابد. ازاین وسیله برای تاباندن نورخورشید به صحنه استفاده می شود.

روز به جای شب : با استفاده ازفیلترهای خاص می توان درروز فیلمبرداری وآن را به جای نمای( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) شب استفاده کرد. این فیلتر ها حجم نور روز را کاهش می دهند.

ز : —–

زاویه  angle: دوربین نسبت به سوژه سه زاویه می تواند داشته باشد: اگر ازبالا به پایین فیلمبرداری شود به آن زاویه ی سرپایین واگر پایین به بالا فیلمبرداری شود به آن زاویه ی سربالا گفته می شود. معیار زاویه سربالا یا سرپایین ، دید مستقیم چشم است. فیلمبرداری به موازات افق چشم را « آی لول» می گویند.

زاویه ی دید point of wiue : به نمایی گفته می شود که بیانگر گفتگو بین دونفر است وابتدا یکی وبعد دیگری را درزاویه ی عکس زاویه ی قبلی به طور متناوب ویک درمیان می بینیم.

زیبایی شناسی : زیبایی شناسی درحقیقت بررسی علمی ونظام مند مفهوم زیبایی است. گرچه زیبایی را نمی توان امری فردی وسلیقه ای دانست اما عموم مردم معمولا درمورد زیبایی یا نازیبایی یک اثر ادبی یافیلم به اتفاق نظر می رسند. کشف علل وعناصر دخیل درزیبا ماندن یک اثر یا فیلم درحوزه ی دانش گسترده ی زیبایی شناسی نهفته است.

زیرنویس : عبارت است از ترجمه متن گفتگوها یا روایت فیلم وثبت آن درحاشیه ی پایین فیلم به زبان کشور نمایش دهنده ی فیلم . معمولا در نسخه های یا نسخه هایی که پخش جهانی دارند این کار انجام می شود.

ژ : —–

ژانر : ژانر یا گونه به گروه فیلمهایی گفته می شود که دارای مشخصه های یکسانی هستند. تاکنون حداقل بیست ژانر وچندین زیرژانر توسط منتقدان سینمایی شمارش شده است که از جمله می توان به ژانر کمدی، ژانر وسترن وژانر علمی _ تخیلی اشاره کرد.

س : —–

ساب تایتل sub Title (زیرنویس) : نوشته ای که فقط پایین تصویر نشان داده می شود.

سوپر ایمپوز  Super Impose: دو یا چند تا تصویر که به صورت محو، روی هم نشان داده می شود.

سبک : شیوه ی استفاده ازتکنیک های سینمایی مشخص که معمولا برای فیلمسازان بزرگ منحصر به فرداست ومی تواند فیلم یا گروهی ازفیلمهای هم شکل را پدید آورد.

سینک کردن : منطبق کردن تصاویر وصداهای مربوطه است که در مرحله ی صداگذاری انجام می شود.

سینما توگراف : دستگاه فیلمبرداری ونمایش فیلم که توسط برادران لومیر اختراع ودرسال ۱۸۹۵ به ثبت رسید.

سینما سکوپ : نوعی فیلمبرداری برای نمایش روی پرده ی عریض که در آن ازعدسی آنامورفیک استفاده می کنند. نسبت عرض وطول پرده ی نمایش سینما سکوپ، یک به دو ونیم است.

سینه راما : سینه راما یکی ازپروسه های فیلمسازی پرده عریض است. درآغاز سه دوربین وسه ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) پروژکتور به کار می رفت تا تصویری زیبا وباور پذیر ازموضوع مورد نظر ارائه شود . یک دوربین دروسط ودو دوربین نیز در دست راست ودست چپ قرار می گرفت. تصاویر ضبط شده به گونه ای تلفیق می شوند که تصور سه بعدی بودن را ایجاد میکند.

سکانس Sequence (فصل) : هر فیلم از چند بخش (فصل) تشکیل شده که هر بخش یک قسمت از موضوع را بیان می کند.

سکامsecam  : نوعی ازسیستم رنگی ضبط وپخش تصاویرویدیویی که چند سال قبل درایران استفاده می شد.

ش : —–

شات Shot (برداشت) : از لحظه ای که دگمه ضبط دوربین شروع می شود تا وقتی که قطع می شودرا یک شات می گویند. هر نما (پلان) ممکن است چند بار برداشت شود. . شات واژه ای آمریکایی وپلان فرانسوی ونما ایرانی است. شات کوچکترین واحدساختمان فیلم است.

شات لیست Shot List (فهرست برداشت ها) : درواقع گزارش کار فیلم برداری است که به ترتیب شاتهای برداشت شده را درآن می نویسند. ودرآن توضیح میدهند که کدام لحظه از نوار فیلم برداری شده، شامل چه تصویری است.

شخصیت اصلی : بازیگر یا شخصیت اصلی درفیلم به فردی گفته می شود که مجموعه رویدادها حول محور او اتفاق می افتد.

شخصیت منفی : شخصیتی است ضد قهرمان. این نوع طبقه بندی کردن بازیگران یک فیلم بیشتر درفیلمهای کلاسیک رواج داشته است اما درفیلمهای مدرن به همه ی شخصیتټ

ص : —–

صحنه : یک یا چند نما که دریک مکان واحد اتفاق می افتد. صحنه را می توان معادل پاراگراف در یک نوشتار دانست.

صحنه آرا : به هنرمندی گفته می شود که با توجه به فضا وحال وهوا وزمان ومکان رویدادهای فیلم تلاش می کند فضا را مطابق آن چه مورد نظر کارگردان است طراحی کند.

صحنه یاب : صحنه یاب یا ویزور، دریچه ای است که فیلمبردار ازطریق آن صحنه را میبیند. صحنه یاب جدا ازدوربین نیز وجود دارد که به کارگردان این امکان را می دهد که شخصا صحنه را زیر نظر بگیرد، زاویه ی مناسب را برای دوربین پیدا کند ویا کار بازیگران را با آن پیگیری کند.

صداگذاری پس از فیلمبرداری : افزودن صدا به تصاویر بعد ازفیلمبرداری وتدوین است که شامل دوبله گفت وگوها، موسیقی وجلوه های صوتی است.

صدای اپتیک : سیگنالی است که درحاشیه ی نوارفیلم به صورت یک رشته خطوط نوری وزیگزاگ شکل ثبت شده و هنگام نمایش توسط یک چشم الکتریکی به صدا تبدیل میشود.

صدای استریو فونیک : صدایی که به لحاظ بعد، عمق وجهت به صدای طبیعی نزدیک است و می تواند میزان مشارکت تماشاگر درفیلم را بالا ببرد.

صدای دالبی دیجیتال : شکل تکامل یافته صدای استریو فونیک است که در این حالت، صدا درشش باند ضبط وپخش می شود.

صدای سرصحنه : صدابرداری سرصحنه ی همزمان با فیلمبرداری است. این شیوه مشکلات خاص ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) خودش را دارد اما بسیار طبیعی تر ازشیوه ی دوبله است که صدابرداری پس ازفیلمبرداری ودر استودیو انجام می گیرد.

صدای واقعی : صدایی که منبع تولید آن درتصویر دیده می شود، مانند صحبت آدمهایی که می بینیم وصدای پارس سگی درهمان نزدیکی.

صدای همزمان : صدایی که با کنشهای درون تصویر همزمان باشد، مانند گفتگو ولب زدن بازیگران

ط : —–

طراح چهره آرایی : هنرمندی که با توجه به ویژگیهای شخصیتی کاراکترهای موجود در فیلمنامه ، طرح آرایشی وگریم بازیگران را می ریزد.

طراح دکور : کسی که براساس داستان وطبق ذهنیت کارگردان، دکورهای فیلم وفضاها ومکانهای وقوع داستان فیلم را طراحی می کند وتحت نظارت او این امکان ساخته میشود.

طراح صدا : اخیرا با توجه به حجم صداهای مورد نیاز برخی فیلمها درایران و از دیر بازدر سینمای جهان ، هنرمندی که درکار مهندسی صدا تخصص دارد با توجه به حجم ونوع صداهای مورد نیاز فیلم وکارگردان ، طراحی صدا را برای صدابرداران انجام می دهد.

ع : —–

عدسی lense : وسیله اپتیکی است که بازتاب پرتوهای نور اشیای جلوی دوربین را درنقطه ای خارج ازمرکز عدسی که به آن کانون عدسی می گویند جمع کرده تصویر شیئ راتشکیل می دهد. لنز موجب وضوح تصویر می باشد.

عدسی آنا مورفیک : عدسی ویژه ایی است که هنگام فیلمبرداری جلوی دوربین قرار میدهند تا میدان دید وسیع تری( تقریبا دوبرابر حد معمولی) فیلمبرداری شود.

عدسی زاویه بسته tele photo : نوعی عدسی که به فیلمبردار امکان می دهد ازموضوع درفاصله ای نسبتا دور، نماهای درشت بگیرد. فاصله ی کانونی این نوع عدسی زیادوزاویه عدسی بسته است. به این ترتیب ، بخشی از تصویر دروضوح کامل است.

عدسی زاویه باز  wide angle: نوعی عدسی است که ازفاصله ی کم می تواند حوزه های وسیع تر ازمعمول را درتصویر نشان دهد. زاویه ی این عدسی باز وفاصله ی کانونی آن کوتاه است؛ درنتیجه تصویر حاصل برخلاف عدسی تله فوتو کاملا وضوح دارد.

عدسی زوم  zoom lense: این عدسی به فیلمبرداری امکان می دهد از یک نمای باز به یک نمای بسته وبرعکس برود، بدون اینکه به تغییر محل دوربین نیاز داشته باشد. بهترین استفاده ازاین عدسی درفیلمهای گزارشی_ خبری ومستند صورت می گیرد . چون لحظاتی رادراین نوع فیلمهاهست که ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) می بایست به سرعت به سوژه نزدیک شد وغالبا امکان نزدیکی فیزیکی وجود ندارد. فاصله کانونی عدسی زوم متغییر است .

عدسی ماکرو Macro lense : این عدسی زاویه دید نرمال دارد وفاصله کانونی آن مشابه لنز نرمال است با این تفاوت که بوسیله این لنز می توان از موجودات واشیای ریز تصویر برداری کرد ودوربین کاملأ به سوژه نزدیک می شود.

عدسی چشم ماهی fish eay : فاصله کانونی این عدسی بسیار کوتاه است وزاویه دید بسیار زیادی دارد .دوربین های چشمی درب ازاین نوع هستند.

عدسی چشمی viseur (منظره یاب) : عدسی که فیلمبردار بوسیله آن از توی دوربین به صحنه نگاه می کند. فیلمبردار باید این عدسی را برای جشم خود تنظیم کند.

عناوین : اسامی دست اندر کاران فیلم که درآغاز وپایان فیلم به صورت نوشته می آید. معمولا در آغاز فیلمها ، عوامل درجه یک دست اندرکار نظیر: بازیگران،فیلمنامه نویس ، کارگردان ، فیلمبردار ،تدوینگر ودرپایان علاوه بر تکرار این عوامل ، سایر عوامل دست اندکار آورده میشوند.

ف : —–

فانتزی : نوعی فیلم که رویدادهای آن گویی درعالم خیال می گذرد وتماشاگر درعین باور کردن فیلم، آن را ازعالم واقع جدا می داند. فیلمهای فانتزی انواع مختلف از فیلمهای انیمیشن گرفته تا علمی- تخیلی دارند. آغازگر فیلمهای فانتزی را « ژرژ ملیس » ( پدرتروکاژهای سینمایی ) می دانند .اخیرا فیلمهای فانتزی با دستیابی به اوج تکنیکی توانسته اند گیشه های جهان را فتح کنند. « هری پاتر» از این گونه فیلمهاست.

فانتسکوپ : این وسیله توسط« ژوزف پلاکو» بلژیکی درسال ۱۸۳۲ اختراع شد. این وسیله مجموعه ای متوالی ازتصاویر ثابت ومجزا را که مربوط به انجام یک فعالیت خاص مانند پرش، اسب دوانی و….. بودند برروی یک لوح ( دیسک ) شیاردار ثبت می کرد. هنگامی که این لوح در برابر آینه به چرخش در می آمد، درتصور تماشای یک تصویر متحرک را ایجاد می کرد.

فاین کات : مرحله ی تدوین نهایی که فیلم ، ریتم وآهنگ خودرا می یابد.

فرم روایی : ارتباط اجزاء ساختمان فیلم از طریق یک رشته رویدادهای علت ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) و معلولی که در زمان و مکان مشخص اتفاق می افتند. به عبارت ساده تر ، درفرم روایی، فیلم ازیک رشته رخدادهایی تشکیل شده که ازدل هم برمی آیند وتماشاگر مرتب می خواهد بداند بعد چه می شود. این نوع آثار بیشترین حجم تولیدات سینمایی را به خود اختصاص می دهند و مجموعا وقتی سخن ازفیلم سینمایی است، مراد شکل روایی آن است نه فرمهای دیگر.

فریم : به هرقاب یا کادرفیلم یک فریم می گویند. درواقع هرفریم یک عکس است ودرحرکت پیوسته ی نوار فیلم دردیدگاه نمایش ، توهم حرکت ایجاد می شود.

فلاش بک : ارجاع به گذشته یا پس نگاه ویا بازگشت به گذشته را باقطع نمایش زمان حال روایی فیلم، فلاش بک می گویند. فلاش بک آسان ترین تمهید برای دادن اطلاعات به تماشاگر است و به همین دلیل می تواند به بدترین شکل استفاده شود. اکنون تلاش می شود از این تمهید کمتر وبه طرزی خلاقانه استفاده شود.

فلاش فوروارد : فلاش فوروارد کارکردی عکس فلاش بک دارد. فلاش بک ، ارجاع به گذشته است وفلاش فوروارد قطع زمان حال داستان فیلم وارجاع به آینده است . ازاین تمهید سینمایی به زیبایی در فیلم « به اسبها شلیک می کنند مگرنه ؟» استفاده شده است.

فوکوس : به وضوح تصویری درفیلمبرداری و نیز درنمایش گفته می شوند. به عبارت دیگر، تنظیم فاصله ی کانونی عدسی نسبت به موضوع درطول فیلمبرداری یک صحنه را فوکوس می گویند.

فید این Fade In : آشکار شدن تدریجی تصویر در ابتدای نما. فیداین وفیداوت نوعی نقطه گذاری تصویری است و معمولا گذر زمان را نشان می دهد. استفاده ی ابتکاری واندیشیده از این دو روش، می تواند دربوجود آوردن ریتم کند فیلم موثر باشد.

فید اوت  Fade Out: برعکس فید این. محو تدریجی تصویر که به آهستگی توی سیاهی می رود.

فیلتر : ورقه ی نازکی است که رنگ نور را تغییر می دهد ویا بین رنگ نور وحساسیت فیلم رنگی هماهنگی ایجاد می کند. فیلترها انواع گوناگون وکارکردهای متنوعی دارند.

فیلمبردار : فردی است که باشناخت عمیق خودازتور، رنگ ، لنز دوربین ، ترکیب بندی تصویری و کارکرد متنوع دوربین ، ذهنیت کارگردان رابر روی فیلم ثبت می کند .فیلمبردار میتواند صرفا یک تکنیسین باشد اما فیلمبردار خوب ، می تواند با مهارت و تسلط تکنیکی برابزار و برخورداری ازنیروی خلاقیت واندیشه ، تصاویری زیبا ومتعادل ( در راستای کلیت فیلم) بیافریند.

فیلم بلند داستانی : بنابرتوافق عمومی ، فیلمهایی را گویند که زمان آنها بیش از ۷۵ دقیقه است؛ دربرابر فیلم کوتاه که حداکثر ۴۰ دقیقه وفیلم نیمه بلند که حداکثر ۶۰ دقیقه دارد.

فیلم چندداستانه : فیلمی که ازچندداستان مستقل ودر واقع چند فیلم کوتاه تشکیل ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) شده است اما دارای یک عنصر ارتباطی مضمونی است. فیلم « دستفروش » به کارگردانی مخملباف ازجمله فیلمهای چندداستانه یا اپیزود یک است.

فیلمخانه : محل بایگانی یا آرشیو فیلمها که معمولا نمایشهای ویژه ای را دربرنامه ی خود دارد.

فیلم خبری : قبل از اختراع تلویزیون، به فیلمهای کوتاهی گفته می شد که به مسائل روز می پرداختند وبیشتر « تاویل موضوعی » مفهوم فیلم خبری بودند. پس از اختراع تلویزیون، به فیلمی گفته میشود که مشخصه هایی چون دوربین روی دست ، صدای سر صحنه وحرکت پرشتاب دوربین وسواره هاو…… را دارد وازموقعیت خبری واطلاع رسانی برخوردار است ومعمولا برای تلویزیون ساخته می شود.

فیلم شناسی : شناخت وتحلیل سینما به مثابه پدیده ای اجتماعی وفرهنگی که دلالتهای خاصی دارد.این رشته علمی ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) بعداز جدی شدن رسانه ی سینما به عنوان رشته خاص درمدارس فیلمسازی تدریس می شود.

فیلم مستند : فیلمی که برداشت از موضوعی واقعی وجاری است . این نوع فیلم درآغاز حرفی برای گفتن نداشته و تدریجا فیلم مستند تبدیل به گونه ای بسیار تاثیر گذار در بین فیلمها گردید.فیلم مستند انواعی دارد مانند: گزارشی، آموزشی ،جنگی و….

فیلمنامه : همان سناریو است ( رجوع کنید به واژه ی سناریو ) درگذشته چیزی نبود که در فیلمسازی جدی گرفته شود اما امروزه در کشورهای صاحب صنعت سینما ، فیلمنامه عنصری مهم تبدیل شده است .حتی برای فیلمهای مستند به ویژه آموزشی فیلمنامه نوشته می شود.

ق : —–

قطع : به عرض نوار فیلم یا نوار ویدیویی که براساس میلی متر گفته می شود . مثلا فیلمهای معمول سینمایی درقطع ۳۵ میلی متری ساخته می شوند. امروزه کم کم فیلمهای قطع ۱۶ و ۸ میلی متری ، وی . اچ . اس و بتا ماکس از دور خارج شده ومجموعا نوع دیجیتالی رایج شده است . نوارهای ویدیویی معمولأ براساس سیستم وفرمت ضبط آن عنوان می شود .مانند : وی اچ اس ، مینی دی وی ، بتاکم ،دی وی کم و…

ک : —–

کات  Cut: کات به معنی برش را در واژه ی برش شناختیم ، کات همچنین دستوری است که از صحنه ی فیلمبردار ی ، کارگردان بعد ازبرداشت کامل ازصحنه یا احیانا اگر برداشت مطلوب و منظور وی نباشد صادر می کند وبه معنای توقف کامل فیلمبرداری است . به این معنی که دوربین ، صدا وبازی متوقف می شود تا با هماهنگی دوباره در زمینه ی نور ، صدا ودوربین و بادستور مجدد کارگردان با کلمه اکشن ، دوباره برداشت وبازی آغاز شود.

کادر Frame : قاب تصویر را کادر یافریم می گویند.درسینما درهر ثانیه ۲۴فریم ودر تلویزیون ۲۵ فریم نمایش داده می شود.

کارگردان Director : کارگردان عنصر خلاق ومدیر اصلی خلق فیلم است ومجموعه عوامل فیلم با هدایت وی ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) وظایفشان را با هماهنگی انجام می دهند. مهمترین وظیفه ی کارگردان، انتخاب درست بازیگران، دکوپاژ صحیح وبازی گرفتن درست از بازیگران است.

کپی کار : نسخه ی مثبت و نه چندان با کیفیت فیلم که با تدوین سردستی آن ، تدوینگر، صداگذار ، طراح جلوه های صوتی وتصویر وسایر نیروهای فیلم با آن کار می کنند وحکم یک علامت راهنمارا دارد. همچنین کارگردان وتهیه کننده ازکپی کار برای بازبینی روزانه ی فیلم هم استفاده می کنند.

کلاکت  Clacked: تخته ای است که اطلاعات تصویر مانند نام فیلم ،شماره سکانس ،شماره صحنه ، شماره پلان وشماره برداشت را روی آن مینویسند. و جلوی دوربین نگه می دارند. بعدا در مرحله ی تدوین از اطلاعات نوشته شده برتخته جهت مرتب کردن نماها برحسب سناریو ودرمرحله ی صداگذاری ازصدای تقه کلاکت جهت سیک کردن باند صدا با تصویر استفاده می شود.

کالر بار Color Bar و Bar & Tone : صفحه ای که ستون های رنگی دارد و برای تست رنگ مانیتور استفاده می کنند. وقتی که با صدای سوت همراه باشد Bar&Tone برای تست صدا هم به کار میرود.

کلوین kelvine (درجه رنگ نور) : میزان درجه حرارت رنگ نوررا گویند که ازنام دانشمند معروف « لردکلوین» گرفته شده است. مثلأرنگ نور لامپ ۱۰۰ وات معمولی با رنگ نور خورشید کاملأ متفاوت است .

کرین : نوعی جرثقیل که دوربین روی آن سوارشده وحرکات عمودی و مورب و پیچیده ای را انجام می دهد.

کنتراست contrast : به مفهوم برجسته نمودن ویا ایجاد اختلاف نوری بین اشیا ویا فضاهای فیلم برای تاثیر گذاری وبالابردن جلوه ی بصری فیلم است. کنتراست درفیلمهای سیاه وسفید ملموس تر است. کنتراست بالا از ویژگیهای فیلمهای اکسپرسیونیستی وفیلمهای سیاه یا نوآر به شمار می آید.

کینه توسکوپ : دستگاه فوق وسیله ی جعبه مانند بزرگی بود که به زمین نصب می شد وفقط یک تماشاگر می توانست با پرداخت پول از دریچه ی ویژه به تماشای تصاویر متحرک درون جعبه بپردازد. این دستگاه که نمونه اولیه ی پروژکتورهای فعلی ( البته بدون صدا ) محسوب می شود، در ۳۱ اگوست ۱۸۹۷ به صورت رسمی ثبت شد.

کینه توگراف : اولین دوربین فیلمبرداری که درسال ۱۸۹۱ توسط ادیسون اختراع شد. دراین دوربین برای نخستین بار، فیلم خام انعطاف پذیر به کار رفت. دراین دوربین ، برخلاف دوربینهای امروزی، حرکت فیلم افقی بود.

گ : —–

گفتار  naration: عبارت است از صدای روی فیلم که گوینده ومنبع آن دیده نمی شود. این تمهید بیشترین استفاده را درفیلمهای مستند دارد.

گفتگو : صحبتهای یک یا چندبازیگر باهم درصحنه را گویند.

ل : —–

لوکشین : لوکشین به محل فیلمبرداری که خارج از استودیو باشد اطلاق میشود. این محل ممکن است ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) داخلی یا خارجی باشد. درگذشته با توجه به سنگینی دوربینهای فیلمبرداری ونیز کنترل بهتر وسریعتر شرایط فیلم ، استودیو حرف اول را میزد. معمولا برای فیلمهای مستند از لوکیشنهای واقعی استفاده می شود. پس از ساخت دوربینهای سبک ، تدریجا فیلمبرداری درموقعیت واقعی رواج یافت.

م : —–

مانیتور  Monitor: تلویزیونی که تصویر خروجی رانشان می دهد.

موشن  Motion: هر نوع حرکت فیلم یا عکس ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) یا نوشته روی صفحه.

مچ کات : عبارت است از اتصال صحنه ی بعدی با صحنه ی قبلی به طوری که باهم جور باشند. درواقع ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) مچ کات برای دستیابی به چنان تداومی از صحنه هاست که تماشاگر احساس پرش نکند.این جوربودن ازطریق وضعیت جهت حرکت وجهت نگاه هنرپیشه ها حاصل می شود. مچ کات درتدوین تداومی ، نقش اساسی دارد ودرصحنه هایی به کار می رود که کنش واحدی را دردونمای مختلف نشان می دهد.

ملودرام : ملودرام واژه ای با معنای بسیار وسیع و متنوع است که از ترکیب دوکلمه ملودی ودرام ( نمایش ) پدید آمده است . ملودرام را به طور دقیق نمی توان ژانری مستقل محسوب کرد. در ابتدا هرفیلمی که در آن از عنصر موسیقی برای تحریک احساسات استفاده می شد، ملودرام لقب می گرفت.

بعدازمدتی این واژه دچار تغییرات شد وبه هرفیلمی که دارای ابعاد عاطفی بود اطلاق گردید. البته ملودرام گاه دارای پیرنگهای سیاسی یا اجتماعی نیز می گردید. درفیلمهای ملودرام ، تقابل بین قهرمان وضد قهرمان ، خوب وبد، فرشته وشیطان به خوبی به چشم می خورد ودرواقع موتور محرکه این نوع فیلمهاست. از آثار برجسته ملودرام در دوره ی صامت می توان به « تولد یک ملت » ( ۱۹۱۴ ) « ربه کا دختری از مزرعه ی سانی بروک» (۱۹۱۷) اشاره کرد آثاری چون « تقلید زندگی » (۱۹۵۹) ، ازملودرامهای ناطق هستند. این روزها به هرفیلمی که دارای پیرنگهای عاطفی وخانوادگی باشد، ملودرام می گویند.

منشی صحنه : کسی است که جزئیات هرنما از قبیل شماره ی سکانس ونما ، لباس و آرایه ی بازیگران ، وضعیت اشیای صحنه ، جهت نگاه وحرکت بازیگران ، موقعیت آنها درصحنه وکلا نقشه ی دقیق هرصحنه با تمام اجزایش را یادداشت می کند تا درتداوم فیلمبرداری که معمولا بر اساس تداوم صحنه های سناریو صورت می گیرد، صحنه های مرتبط به هم به گونه ای درست برداشت شوند وهنگام تدوین مشکلات ارتباط صحنه ها ونماهای تداومی ایجاد نشود.

موسیقی متن : موسیقی ویژه ای که برای فیلم با توجه به مشخصه های مضمونی وساختاری آن توسط آهنگساز نوشته می شود.دراکثرفیلمهای مستند از موسیقی انتخابی استفاده می شود. قبل از دوره ی ناطق ، موسیقی فیلم توسط نوازندگان به صورت زنده وبه شکل بداهه نوازی درسالن سینما نواخته می شد.

مونولوگ : گفتگو باخود که نقطه ی مقابل دیالوگ یعنی گفتگو با یکدیگر است. استفاده از این تمهید آسان ودرعین حال مستلزم تجربه ومهارت است.

موویلا : میزی که روی آن فیلم ۳۵ یا۱۶میلی متری برش وتدوین می شود. این میز دارای صفحه ی نمایشگری است که راشها را نشان می دهد تا متصدی تدوین بتواند براساس آن کارکند. در کارهای ویدیویی ودیجیتالی ، باکس تدوین نامیده میشود.

میزانسن : عبارت است از چیدن عناصر جلوی دوربین فیلمبرداری از قبیل بازیگران وحرکت ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) دوربین. درمیزانسن ، نسبت بازیگرها به یکدیگر ، نسب دوربین به صحنه وبازیگرها مورد توجه شدید کارگردان حرفه ای وخلاق قرار می گیرد وآنها را طوری می چیند که به معنای مورد نظرش دست یابد. به تعبیر منتقدان ، میزانسن تصرف در فضای محسوس ومادی است حال آن که مونتاژ تصرف در زمان است .واژه ی میزانسن از تئاتر گرفته شده است.

میکس کردن Mix : دردوحالت کاربرددارد اول ترکیب چند تصویر باهم ویاانتخاب تصویر نهایی ازسوی کارگردان تلویزیونی که ازسوی چند دوربین به دستگاه میکس می آید ودومی ترکیب باندهای سه گانه وچند گانه گفتگو ی بازیگران، صدای محیط افکت وموسیقی رابا هم به صورت یک باند و صدای واحد می گویند.

نئورئالیسم : نئورئالیسم معرف نوعی سینمای مردمی است که اوج آن درایتالیاست. ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) درواقع نئورئالیسم درهر کشوری به این معناست که با حفظ اصالت و پایبندی به واقعگرایی ، باید از تمام ظرفیت هنری وتکنیکی یک رسانه ی هنری ، به ویژه سینما بهره گرفت. آغازگران سینمای نئورئالیسم در ایتالیا بزرگانی چون « دیسکا » و « فلینی » بودند.

نگاتیو  negative : فیلم منفی ،در فیلم های عکاسی وسینمایی درحین فیلمبرداری وعکاسی ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) ازاین نوع فیلم استفاده می کنند.

نما  shot: منظره

نمای از روی شانه : نمایی که در آن دوربین ازبالای شانه وپشت یکی ازدوطرف گفتگو ، صورت ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) دیگری را نشان می دهد. این نما بیشتردرصحنه های گفتگو به کار می رود.

نمای تعقیبی : نمایی است که همگام با حرکات موضوع ، آن را درکادر می گیرد. به عبارت دیگر سوژه ی فیلمبرداری دراین نما تعقیب می شود.

نمای تمام قد long shot : نمایی است که در آن سرتاپای پیکر در کادر گرفته شود. ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) ممکن است این پیکر جسم یا انسان باشد.

نمای خیلی درشتextrem close up  : نمایی که از اجزای یک شی درفاصله ی بسیار نزدیک گرفته میشود، مثل نمای چشم و لب . نمای آغازین فیلم « دیوار » اثر « آلن پارکر » که دوربین از فاصله بسیار نزدیک دست شخصیت اصلی رادرکادر دارد، بهترین نمونه ی نمای خیلی درشت است.

نمای خیلی دور  extrem longe shot: نمایی بسیار دور ازیک موضوع به شکلی که تمام اشیاء پیرامون آن به صورت ریز درکادر مشهود باشد.

نمای دور یا عمومی  longe shot: نمایی که مانند نمای تمام قداست و مقداری از پیرامون آن نیز آشکار است.

نمای دونفره  two shot: نمایی که در آن نیم تنه ی دونفر درکادر باشد.

نمای شلوغ( کرودشات ) : نمایی است که پرازجمعیت و ازدحام آدمهاست وبیشتر در فیلمهای حماسی یا تاریخی به کار می رود.

نمای شیشه ای ( گلاس شات ) : گلاس شات یکی ازحقه های سینمایی است . بدین ترتیب که بخشی از صحنه روی شیشه نقاشی می شود وبعد از آن فیلمبرداری می کنند مثلا فیلم پل قدیمی که بخشی از آن تخریب شده وقرار است شکل قبل از خرابی آن ابتدا نشان داده شود، با نقاشی روی شیشه کامل می شود وبعد از آن فیلمبرداری میکنند.

نمای کرین : نمایی که با دوربین روی کرین ( جرثقیل ویژه ) گرفته می شود. به نمای کرین نمای جرثقیلی نیز گفته می شود .

نمای لایی insert : نمایی درشت ازجزئیات یک شی ء که موقعیت خاصی در روند قصه دارد، مثل کلید، تلفن و…

نمای نزدیک  close up: نمایی درشت ونزدیک از چهره را می گویند.

نمای نقطه نظر : نمایی است که صحنه را ازدیدگاه یا دریچه ی دید یکی ازشخصیتهای فیلم نشان می دهد. نام اختصاری این نما  p.o.vاست.

نمای واکنشی : به نمایی گفته می شود که قبل ازدیده شدن رویداد ، تاثیرات آن را در چهره ورفتار شخصیتهای فیلم می بینیم .

نریشن Narration : صدای گوینده که روی تصاویر مستندپخش می شود و موضوع رو دنبال می کند.

نوراصلی key light : منبع نوری است که حین فیلمبرداری از صحنه ، از آن بهره می گیرند.شدت آن بیشترازبقیه ( استودیو کروماکی سرباز فیلم ) نورهااست وجهت نور صحنه راتعیین می کند.

نورپایین : نوری که از پایین به چهره ی بازیگران به ویژه درفیلمهای ترسناک ، تابانده میشود.

نورپردازی : نور پردازی یکی ازاصلی ترین کارهایی است که پیش ازفیلمبرداری انجام میگرد. طراحی نور ، متناسب با نوع صحنه صورت می گیرد و دیدگاه هنری طراح نور با مشارکت فیلمبردار و کار گردان اجرا می شود.

نورپرداز سایه روشن : نور پردازی ویژه ای که تاریکی ونماهای سایه دار درآن برجسته است . این نوع نورپردازی بیشتر درگونه ی فیلم ترسناک وسیاه یا نو آور برای القا ء حس دلهره به کار می رود.

نور تنگستن : نوری است که به وسیله منبع الکتریکی (نورمصنوعی) لامپ تنگستن روشن شود.قرمزی این نوربیشتر است وکلوین آن ۳۴۰۰ می باشد.

نور روز  day light: نوری است که ازمنبع خورشید مستقیم یاغیرمستقیم به صحنه بتابد.کلوین نور روز ۵۶۰۰ است.

نورپشت back light : نوری است که ازبالای صحنه برای جداسازی موضوع ازپس زمینه تابانده میشود.

نورپردازی سه نقطه ای : نورپردازی درفیلمها معمولا ازسه جهت صورت می گیرد: نور پشتی که از پشت موضوع تابانده شده ، نور اصلی ویک نور ضعیف تر برای پوشاندن سایه ها.

نور فرعی fille light : (نورمکمل) نوری است که نسبت به نور اصلی ضعیف است و برای پوشش دادن سایه ها و نیز نقاطی که نور اصلی آنها را پوشش نداده به کار می رود.

نور موجود : نور طبیعی محیط را نور موجود می گویند.

نور موضعی : نوعی نورافکن که ازپشت عدسی نوررا درمحلی متمرکز می کند.

نوفه : معادل فارسی کلمه آمبیانس است که عبارت است از صدای محیط. ( استودیو کروماکی سرباز فیلم )

و : —–

وایپ Wipe ( جاروکردن) : وایپ به جلوه ای تصویری گفته می شود که طی آن با حرکت خطی مشخصی ، صحنه ی قبلی تدریجا جای خود را به صحنه ی بعدی می دهد. وایپ از شیوه های قدیمی نقطه گذاری سینمایی است وامروزه کمتر از آن استفاده می شود.

وله : تصاویر میان برنامه که با موسیقی همراه است و معمولاً برای جداکردن بخشها یک برنامه ترکیبی وایجاد تنفس اجرامی شود واز ۳۰ ثانیه بیشتر نمی با شد.

وضوح focus : منظوروضوح تصویراست ونقطه مقابل تارمی باشد.وضوح تصویراز طریق حلقه روی لنز تنظیم می شود. دردوربینهای غیرحرفه ای تنظیم وضوح به صورتهای دستی واتوماتیک تنظیم می شود.

ویزور (منظره یاب) : همان عدسی چشمی می باشد ودردوربینهای امروزی دیجیتالی علاوه برویزور صفحه مانیتور نیزجهت راحتی کار تعبیه شده است.

ه : —-

هنری : صفتی است برای آثار یا بازیگران شاخصی که برگزیده و گزیده کارند. مشخصه اصلی آنها اندیشه ورزی و اندیشه سازی است. آثاری چون « هامون ، گاو ،باشوغریبه کوچک و…»

ی : —–

یک پارچگی : بیانگر میزان ودرجه ی ارتباط عناصر واجزاء مختلف فیلم است که درخدمت( استودیو کروماکی سرباز فیلم )  بیان موضوع است وتاثیرگذاری بیشتراست.